حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)
رحمة للعالمین.jpg
رویدادهای مهم زندگی
حمله اصحاب فیل به مکه • سفر به شام همراه عموی خویش • ازدواج با حضرت خدیجه کبری (س) • گذاشتن سنگ حجرالاسود در جای خویش • مبعث • معراج • ولادت حضرت فاطمه سلام الله علیها • رفتن به شعب ابی طالب• عام الحزنسفر به طائف • پیمان عقبه اول و دوم •هجرت به مدینه • ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) • غزوه بدر • غزوه احد • غزوه احزاب • صلح حدیبیه •غزوه خیبر • سریه ذات السلاسل • فتح مکه • غزوه حنین• غزوه تبوک • غدیر خم
بستگان
امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) •عبدالله بن عبدالمطلب(س) • عبدالمطلب • ابوطالب(ع) • حمزه بن عبدالمطلب(ع) • عباس بن عبدالمطلب • ابولهب • جعفر طیار • آمنه(س) • فاطمه بنت اسد(س) • خدیجه کبری(س) • حضرت زهرا(س) • امام حسن(ع) • امام حسین(ع) • حضرت زینب(س)
اصحاب
سلمان فارسی • عمار بن یاسر • ابوذر • مقداد • ابوسَلَمه مخزومى • زيد بن حارثه • عثمان بن مظعون • مصعب بن عمیر • ابوبکر • طلحه • زبیر • عثمان بن عفان • عمر بن خطاب • سعد بن ابی وقاص • عبدالله بن مسعود • اسعد بن زراره • سعد بن معاذ • سعد بن عباده • عثمان بن حنیف • سهل بن حنیف • ابو ایوب انصاری • حذیفة بن یمان• خالد بن سعيد • خزیمة بن ثابت • عبدالله بن رواحه• اویس قرنی • عبدالله بن مسعود • بلال حبشی
مکان های مرتبط
مکه • مدینه • غار حرا • کعبه • شعب ابوطالب • غدیر خم• فدک • بقیع • غار ثور • مسجد قبا • مسجد النبی •مسجد الحرام

مبعث مبارک

Image result for ‫مبعث‬‎

تجربه معلمان حرفه ای

از ایشان خواستم یکی از تجارب خود را در این سال­های کاری انتخاب کرده و در اختیار ما بگذارند ایشان هم پذیرفتند و صحبت هایشان را اینگونه شروع کردند:

سال ۸۹ مانند اغلب سال­ها معلم پایه چهارم شدم و از آنجایی که از سال قبل در آن مدرسه بودم میدانستم یکی از دانش­آموزان سوم که در مدرسه به دانش­آموز ناهنجار معروف بود یکی از دانش­آموزان من خواهد بود.

  می دانستم معصومه همیشه در کلاس روی تک صندلی می­نشیند و بقیه بچه­ها با او دوست نمی­شوند.او با دیگر بچه­ها کنار نمی­آمد و آن­ها را کتک می­زد و درس نمی­خواند و بسیاری از کارهای زشت مدرسه مانند دزدی و ... را به او نسبت می­دادند حتی اگر در آن دفعه کار او نبود. خلاصه معصومه انگشت نمای مدرسه بود.

   وقتی در سال ۸۹ معصومه دانش­آموز من شد او را کنار بقیه دانش­آموزان نشاندم و به بچه­ها گفتم در کلاس ما همه باهم دوست هستند و هیچ­کس جدا نمی­نشیند.به معصومه احترام می­گذاشتم و برای هر کار کوچک او تشویقش می­کردم. 

   با مادر معصومه صحبت کردم  متوجه شدم معصومه قرص آرامش اعصاب مصرف می­کند به او گفتم حتی اگر این­چنین است نگذارد این مسأله بیش از حد در معصومه تلقین شود. چندین بار با مادرش صحبت کردم از او خواستم در درس­ها به او کمک کند و در منزل به او بیشتر احترام بگذارد. اجازه ندهد دیگران به او بی­احترامی کنند. 

  زنگ تفریح­ها گاهی با معصومه صحبت می­کردم یا کمی در درس تمرین می­کردیم. به او محبت می­کردم. به ناظم و مدیر گفته بودم کسی نباید معصومه را از کلاس من بیرون ببرد و به او بی­احترامی کند یا به او تهمت بزند...

روزها به همین شکل می­گذشت و من معجزه را در رفتار معصومه می­دیدم دیگر با بچه­ها کنار می­آمد و شکایت­ها کم شده بود.در درس­هایش پیشرفت کرده بود دیگر از تهمت­ها خبری نبود.حتی سال بعد که از معاون مدرسه درمورد او پرسیدم ایشان گفتند دیگر آن رفتارها در او بروز نکرد و بسیار بهتر شده است.

تجربه های خاص معلمی

دوستی+رنگ

    این معلم سخت کوش در درس هنر با راهکاری جالب ترکیب رنگ ها را به بچه ها آموزش دادند. ایشان در راستای یاددهی موضوع ترکیب دو رنگ آبی و زرد و تشکیل رنگ سبز ، شعری زیبا و کودکانه در باب همین موضوع برای بچه ها می خوانند.

سلام مداد زردم امروز نقاشی کردم

آهای مداد آبی بیداری یا که خوابی

آسمونو آبی کن روزشو آفتابی کن

می خوام چمن بکارم مدادشو ندارم

چمن که آبی رنگ نیست زرد که باشه قشنگ نیست

مداد آبی و زرد باید به من کمک کرد

رنگ شما هر دوتا میشه یه سبز زیبا

رنگو رو هم بزارید اینجا چمن بکارید

 

 چون شعر وزن و آهنگ زیبایی دارد حواس کودک ناخودآگاه به این شعر جلب می گردد و به سرعت نیز در ذهنش تثبیت می گردد. با آرزوی توفیق و سربلندی برای این معلم توانا...

دوستی+رنگ+تجربه+خاص+معلم

 

 

ادامه نوشته

تجربه های خاص معلمی

درس بزرگ معلمی توسط یک دانش آموز

در ده یا یازدهمین سال تجربه کاری من بود در یکی از روستاهای …… به عنوان آموزگار پایه پنجم بودم و عجیب دوست داشتم که دانش آموزان من درس بخوانند و تلاش کنند و در رقابت با دیگر کلاس ها پیش بروند.

یک روز زنگ تفریح تمام شد و من وارد کلاس شدم. دیدم واقعا بچه ها شلوغ میکنند.روی سر همدیگه ریختن و میز و نیمکت ها رو لگد میکنن و جو نابهنجاری را ایجاد کردند.

مدیر ما هم مدیر خونسرد و ملایمی بود. ما هم از همین قضیه ناراحت بودیم که برخورد جدی با این بچه ها نمیکند .

روی همین حساب من یه چند تا از این بچه هایی که روی نیمکت بودند و همدیگر را مشت و لگد میزدند آنها را به دفتر بردم و واقعا عصبانی شدم و در اینجا هم اولین دانش آموز را با سیلی زدم و دیدم این دانش آموز افتاد و ضعف رفت. خودم ناراحت شدم و بلافاصله دستش را گرفتم ، دیدم دانش آموز از بس بین ما روابط خوبی بود و این انتظار نداشت برگشت گفت آقای معلم چون من ناهار نخورده بودم ، ضعف کردم و افتادم. شما نگران نباشید.

اونجا من به خودم گفتم ما هنوز معلم نشدیم.

شاید ابلاغ معلمی گرفتیم  ولی واقعا نتونستیم معلم بمونیم برای اینکه این بچه ها اشتباهی داشتن و ما نتونستیم اشتباه را حل کنیم.

آن دانش آموز هم توانسته به من درس بزرگی بدهد و فهمیدم که باید اول راهکارهای خوب و بهینه را در بچه ها بوجود آوریم و آنها را به راه درست هدایت کنیم.

خاطرات معلمی

گاهی مشکلات بچه ها را در نقاشیهایشان بیابید

همیشه به نقاشی های دانش آموزاتون خوب دقت کنید . نگاه کنید که از چه خطهایی و چه رنگهایی استفاده کردن . بیشتر درباره ی چه موضوعاتی نقاشی می کنن و چه کسایی رو تو  نقاشیاشون می کشن ، چون اونا برای هر چه که تو نقاشی می کشن دلیل دارن . گاهی وقتا  هم لازمه که از اونا بخوایم درباره ی چیزایی که تو نقاشیشون می کشن توضیح بدن.

قصه ی زیر درباره ی یه نقاشی باور نکردنیه:

(( همه  نقاشیاشون رو کشیده بودن و یکی یکی پیش من میاوردند تا بهشون نمره بدم . در بین نقاشیا به یه نقاشی عجیب برخورد کردم . نقاشی یه مادر و یه پسر و دختر بود که هر سه با یه دسته گل دست تو دست همدیگه گذاشته بودند و داشتند می رفتن طرف یه قبر . راستی! یادم رفت بگم که محیط و فضای نقاشی یه قبرستون بود . خلاصه وقتی نقاشی رو دیدم جا خوردم و از دانش آموزی که این نقاشی رو کشیده بود پرسیدم  که این قبر کیه؟ گفت : قبر بابامه . گفتم خدا رحمتش کنه  من نمی دونستم بابات فوت کرده . جواب داد : نه بابام که نمرده . گفتم پس چرا قبرش رو کشیدی . گفت : آخه بابام معتاده و مثل مرده ها همیشه توی خونه افتاده ))

نکته: هیچ وقت  بچه ها رو ساده نگیرید . اونا تمام اتقاقاتی  که اطرافشون می افته رو درک می کنند حتی گاهی بهتر از ما   

 
ادامه نوشته

روز طبیعت مبارک

سیزده تون بدر، 

دشمناتون دربدر، 

رفقاتون گل به سر، 

خوشی هاتون صد برابر. 

سیزده بدر مبارک 

ادامه نوشته

سیزده به در

سیزدَه‌به‌دَر سیزدهمین روزِ فروردین‌ماه و از جشن‌های نوروزیِ ایران است. در تقویم‌های رسمیِ ایران، بعد از انقلاب، این روز روز طبیعت نامگذاری شده‌است و از تعطیلات رسمیاست. برخی بر این باورند که در این روز باید برای راندن نحسی، از خانه بیرون روند و نحسی را در طبیعت به‌درکنند. اما برای اثبات اینکه ایرانیان قدیم هم این دیدگاه را داشتند هیچ روایت تاریخی و قابل استنادی وجود ندارد. بعد از سیزده‌به‌در، جشن‌های نوروزی پایان می‌پذیرد.

ادامه نوشته

19 کارت پستال زیبا برای تبریک سال نو و تبریک نوروز 97

کارت پستال تبریک نوروز

ادامه نوشته

حیوان سال 97 + سال ۱۳۹۷ و 2018 سال کدام حیوان است؟

ادامه نوشته

سال نو مبارک

Image result for ‫سال نو‬‎

سال نو مبارک

Image result for ‫سال نو‬‎